فصل اول – در بیع
مبحث اول – در احکام بیعماده۳۳۸- بیع عبارتست از تملک عین بعوض معلوم .
ماده۳۳۹- پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود. ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.
ماده۳۴۰- در ایجاب و قبول الفاظ و عبارات باید صریح در معنی بیع باشد.
ماده۳۴۱- بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تدیه تمام یا قسمتی از ثمن اجلی قرار داده شود.
ماده۳۴۲- مقدار و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده تابع عرف بلد است .
ماده۳۴۳- اگر مبیع بشرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگر چه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیل یا ذرع نشده باشد.
ماده۳۴۴- اگر در عقد بیع شرطی ذکر نشده یا برای تسلیم مبیع یا تادیه قیمت موعدی معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن حال محسوب است مگر اینکه بر حسب عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرطی یا موعدی معهود باشد اگر چه در قرارداد بیع ذکری نشده باشد.
مبحث دوم – در طرفین معامله
ماده۳۴۵- هر یک از بایع و مشتری باید علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله اهلیت برای تصرف در مبیع یا ثمن را نیز داشته باشد.
ماده۳۴۶- عقد بیع باید مقرون به رضای طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست .
ماده۳۴۷- شخص کور میتواند خرید و فروش نماید مشروط بر اینکه شخصا” به طریقی غیر از معاینه یا بوسیله کسی دیگر ولو طرف معامله جهل خود را مرتفع نماید.
مبحث سوم – در مبیع
ماده۳۴۸- بیع چیزی که خرید و فروش آن قانونا” ممنوع است و یا چیزی که مالیت و یا منفعت عقلایی ندارد یا چیزی که بایع قدرت بر تسلیم آن ندارد باطل است مگر اینکه مشتری خود قادر بر تسلیم باشد.
ماده۳۴۹- بیع مال وقف صحیح نیست مگر در موردی که بین موقوف علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است .
ماده۳۵۰- مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین بطور کلی از شیئی متساویالاجزاء و همچنین ممکن است کلی فی الذمه باشد.
ماده۳۵۱- در صورتی که مبیع کلی یعنی صادق بر افراد عدیده باشد بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر بشود.
ماده۳۵۲- بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه مالک به طوری که در معاملات فضولی مذکور است .
ماده۳۵۳- هر گاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد بیع باطل است و اگر بعضی از آن از غیر جنس باشد نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتری حق فسخ دارد.
ماده۳۵۴- ممکن است بیع از روی نمونه بعمل آید در این صورت باید تمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والا مشتری خیار فسخ خواهد داشت .
ماده۳۵۵- اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است مشتری حق فسخ معامله را خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است بایع میتواند آنرا فسخ کند مگر اینکه در هر دو صورت طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نمایند.
ماده۳۵۶- هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا تابع مبیع شمرده شود یا قرائن دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتری است اگر چه در عقد صریحا ذکر نشده باشد و اگر چه متعاملین جاهل بر عرف باشند.
ماده۳۵۷- هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا از تابع مبیع شمرده نشود داخل در بیع نمیشود مگر اینکه صریحا در عقد ذکر شده باشد.
ماده۳۵۸- نظر به دو ماده فوق در بیع باغ ، اشجار و در بیع خانه ممر و مجری و هر چه ملصق به بنا باشد بطوریکه نتوان آنرا بدون خرابی نقل نمود متعلق بمشتری میشود و بر عکس زراعت در بیع زمین و میوه در بیع درخت و حمل در بیع حیوان متعلق بمشتری نمیشود مگر اینکه تصریح شده باشد یا بر حسب عرف از توابع شمرده شود. در هر حال طرفین عقد میتوانند بعکس ترتیب فوق تراضی کنند.
ماده۳۵۹- هر گاه دخول شیئی در مبیع عرفا” مشکوک باشد آن شیئی داخل در بیع نخواهد بود مگر آنکه تصریح شده باشد.
ماده۳۶۰- هر چیزی که فروش آن مستقلا” جایز است استثناء آن از مبیع نیز جائز است.
ماده۳۶۱- اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته بیع باطل است .
مبحث چهارم – در آثار بیع
ماده۳۶۲- آثار بیعی که صحیحا” واقع شده باشد از قرار ذیل است :
۱- به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن میشود.
۲- عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار میدهد.
۳- عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید.
۴- عقد بیع مشتری را به تادیه ثمن ملزم میکند.
فقره اول – در ملکیت مبیع و ثمن
ماده۳۶۳- در عقد بیع وجود خیار فسخ برای متبایعین یا وجود اجلی برای تسلیم مبیع یا تادیه ثمن مانع انتقال نمیشود بنابراین اگر ثمن یا مبیع عین معین بوده و قبل از تسلیم آن احد متعاملین مفلس شود طرف دیگر حق مطالبه آن عین را خواهد داشت .
ماده۳۶۴- در بیع خیاری مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضاء خیار و در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف انتقال از حین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع .
ماده۳۶۵- بیع فاسد اثری در تملک ندارد.
ماده۳۶۶- هر گاه کسی به بیع فاسد مالی را قبض کند باید آنرا به صاحبش رد نماید و اگر تلف یا ناقص شود ضامن عین و منافع آن خواهد بود.
فقره دوم – در تسلیم
ماده۳۶۷- تسلیم عبارتست از دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد و قبض عبارت است از استیلاء مشتری بر مبیع.
ماده۳۶۸- تسلیم وقتی حاصل میشود که مبیع تحت اختیار مشتری گذاشته شده باشد اگر چه مشتری آنرا هنوز عملا” تصرف نکرده باشد.
ماده۳۶۹- تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است و باید به نحوی باشد که عرفا” آنرا تسلیم گویند.
ماده۳۷۰- اگر طرفین معامله برای تسلیم مبیع موعدی قرار داده باشند قدرت بر تسلیم در آن موعد شرط است نه در زمان عقد.
ماده۳۷۱- در بیعی که موقوف به اجازه مالک است قدرت بر تسلیم در زمان اجازه معتبر است .
ماده۳۷۲- اگر نسبت به بعض مبیع بایع قدرت بر تسلیم داشته و نسبت به بعض دیگر نداشته باشد به بعض که قدرت بر تسلیم داشته صحیح است و نسبت به بعض دیگر باطل است .
ماده۳۷۳- اگر مبیع قبلا” در تصرف مشتری بوده باشد محتاج به قبض جدید نیست و همچنین است در ثمن .
ماده۳۷۴- در حصول قبض اذن بایع شرط نیست و مشتری میتواند مبیع را بدون اذن قبض کند.
ماده۳۷۵- مبیع باید در محلی تسلیم شود که عقد بیع در آنجا واقع شده است مگر اینکه عرف و عادت مقتضی تسلیم در محل دیگر باشد و یا در ضمن بیع محل مخصوصی برای تسلیم معین شده باشد.
ماده۳۷۶- در صورت تاخیر در تسلیم مبیع یا ثمن ممتنع اجبار به تسلیم میشود.
ماده۳۷۷- هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر بتسلیم شود مگر اینکه مبیع یا ثمن موجل باشد در این صورت هر کدام از مبیع یا ثمن که حال باشد باید تسلیم شود.
ماده۳۷۸- اگر بایع قبل از اخذ ثمن مبیع را بمیل خود تسلیم مشتری نماید حق استرداد آنرا نخواهد داشت مگر به موجب فسخ در مورد خیار .
ماده۳۷۹- اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل بشرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت . و اگر بایع ملتزم شده باشد که برای درک مبیع ضامن بدهد و عمل به شرط نکند مشتری حق فسخ دارد.
ماده۳۸۰- در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد میتواند از تسلیم آن امتناع کند.
ماده۳۸۱- مخارج تسلیم مبیع از قبیل اجرت نقل آن به محل تسلیم ، اجرت شمردن و وزن کردن و غیره بعهده بایع است مخارج تسلیم ثمن بر عهده مشتری است .
ماده۳۸۲- هر گاه عرف عادت از بابت مخارج معامله یا محل تسلیم برخلاف ترتیبی باشد که ذکر شده و یا در عقد بر خلاف آن شرط شده باشد باید بر طبق متعارف یا مشروط در عقد رفتار شود و همچنین متبایعین می توانند آنرا بتراضی تغییر دهند.
ماده۳۸۳- تسلیم باید شامل آن چیزی هم باشد که اجزاء و توابع مبیع شمرده می شود.
ماده۳۸۴- هر گاه در حال معامله مبیع از حیث مقدار معین بوده و در وقت تسلیم کمتر از آنمقدار در آید مشتری حق دارد که بیع را فسخ کند یا قیمت موجود را با تادیه حصهای از ثمن به نسبت موجود قبول نماید و اگر مبیع زیاده از مقدار معین باشد زیاده مال بایع است .
ماده۳۸۵- اگر مبیع از قبیل خانه یا فرش باشد که تجزیه آن بدون ضرر ممکن نمیشود و به شرط بودن مقدار معین فروخته شده ولی در حین تسلیم کمتر یا بیشتر در آید در صورت اولی مشتری و در صورت دوم بایع حق فسخ خواهد داشت .
ماده۳۸۶- اگر در مورد دو ماده قبل معامله فسخ شود بایع باید علاوه بر ثمن مخارج معامله و مصارف متعارف را که مشتری نموده است بدهد.
ماده۳۸۷- اگر مبیع قبل از تسلیم بدون تقصیر و اهمال از طرف بایع تلف شود بیع منفسخ و ثمن باید به مشتری مسترد گردد مگر اینکه بایع برای تسلیم به حاکم یا قائم مقام او رجوع نموده باشد که در اینصورت تلف از مال مشتری خواهد بود.
ماده۳۸۸- اگر قبل از تسلیم در مبیع نقصی حاصل شود مشتری حق خواهد داشت که معامله را فسخ نماید.
ماده۳۸۹- اگر در مورد دو ماده فوق تلف شده مبیع یا نقص آن ناشی از عمل مشتری باشد مشتری حقی بر بایع ندارد و باید ثمن را تادیه کند.
فقره سوم – در ضمان درک
ماده۳۹۰- اگر بعد از قبض ثمن مبیع کلا” با جزا” مستحق للغیر در آید بایع ضامن است اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد.
ماده۳۹۱- در صورت مستحق للغیر بر آمدن کل یا بعض از مبیع بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری بوجود فساد بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.
ماده۳۹۲- در مورد ماده قبل بایع باید از عهده تمام ثمنی که اخذ نموده است نسبت به کل یا بعض برآید اگر چه بعد از عقد بیع بعلتی از علل در مبیع کسر قیمتی حاصل شده باشد.
ماده۳۹۳- راجع به زیادتی که از عمل مشتری در مبیع حاصل شده باشد مقررات ماده ۳۱۴ مجری خواهد بود.
فقره چهارم – در تادیه ثمن
ماده۳۹۴- مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع مقرر شده است تادیه نماید.
ماده۳۹۵- اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تادیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجعه به خیار تاخیر ثمن معامله را فسخ یا از حاکم اجبار مشتری را به تادیه ثمن بخواهد.

با سلام
اینجانب ۱۹ سال پیش یک قولنامه صوری در بنگاه نوشتم و هیچ شاهدی هم پای آن را امضا نکرده و همان روز اصل و نسخه دوم آن را در همان بنگاه امحا کردیم و تنها فتوکپی آن به اداره مالیات ارائه شد در حال حاضر ،فروشنده صوری ۱۰ سال قبل به رحمت خدا رفته نمی دانم آیا آن کپی در آینده می تواند مورد سواستفاده از طرف وراث خریدار صوری قرار گیرد با این توضیح که در متن آن قولنانه چند شرط نوشته شده بود که مثلا خریدار مبلغی را نقدا تحویل فروشنده کرده اما در حقیقت هیچ مبلغی به من نداده و اشاره ای به اینکه این مبلغ از طریق یک فقره چک به خریدار پرداخت شده نشده تنها نوشته شده این مبلغ تسلیم فروشنده شد و همچنین در قولنامه نوشته شده که خریدار باید ملکی را هم تحول فروشنده کند و مبلغی دیگر را هم بعدا به فروشنده بدهد اما اصلا مشخص نشده که چه زمانی خریدار باید به تعهداتش عمل کند ،فقط در قسمت زمان تحویل ملک از طرف فروشنده به خریدار نوشته شده (روز معامله) لطفا راهنمایی بفرمایید
درود
در وهله نخست توجه داشته باشید هر امضایی ممکن است برای شما مسئولیت بیاورد و قرارداد صوری در مواردی می تواند جرم باشد و اما در باره پرسش شما باید همه جوانب قضیه لحاظ شود مثلا اینکه آن تصویر قرارداد توسط چه کسی تحویل اداره دارایی شده و یا ملک از آن زمان در تصرف کیست و غیره و اصلاً در هنگام دادرسی در برابر ارائه تصویر یک سند عادی چگونه دفاع شود و از ابزاری مثل انکار یا تردید استفاده گردد.
سلام و عرض ادب
اثر هنری ( فیلمنامه ) را به سفارش شخصی برای واگزاری به صداوسیما نگارش کردم و در ازای مبلغی که عینا” درقرارداد ذکر شده واگزار نمودم و کل پول را در دومرحله دریافت نمودم
در شرح قرارداد صراحتا” بنده به عنوان صاحب اثر در قبال دریافت مبلغ (حق تولید اثر) را واگزار نمودم
در نوع پرداخت نیمی از مبلغ در زمان عقد قرارداد پرداخت شد و نیمی دیگر قرار شد بعد از پایان فیلم برداری پرداخت شود که اگر مشکلی بود اصلاح کنم که بعد از پایان فیلم برداری مبلغ را که یک چک بود تسویه شد
حالا بعد از یکسال خریدار شکایت کرده که شما این مبلغ رو در ازای ساخت این اثر گرفتی و باید خودت میساختی که اولا در هیچ بندی از قرارداد بنده همچین تعهدی ندادم و از بنده به عنوان سازنده یاد نشده یا مبلغی بابت ساخت بمن داده نشده و اینکه در توضیحات قرارداد ذکر شده بود اگر به هر دلیلی این کار ساخته نشد من باید مبلغ رو برگردونم که البته با توجه به دریافت کل وجه مشخص هست که کار فیلمبرداری شده و اگر نشده بود چطور قسط دوم رو پرداخت کرده و اگر به هر دلیلی بعد از فیلم برداری به فروش نرسیده یا کنسل شده دیگه از عهده من خارجه
حالا آیا با این توضیحات که وقتتون رو هم گرفتم آیا مشکلی برای بنده پیش میاد یا خیر ؟ ممنون از وقتی که گذاشتید
درود
معانی واژگانی که در عقود استفاده می شود حمل بر معانی عرفی می شود
از این مختصر که فرمودید بنده تنها تکلیف به نگارش فیلمنامه را متوجه شدم پس ادعای تکلیفی بیشتر از آن به نظرم نیاز به دلیل دارد و مدعی باید دلیل آوری کند از طرفی
استرداد مبلغ در صورتی که فیلم ساخته نشد مبهم است اما چنین القا می کند که منتفع شدن شما نسبت به بخشی از حق الزحمه معلق به حصول نتیجه مطلوب برای طرف قرارداد است
اگر از قرارداد چنین فهمیده می شود، عدم اخذ مجوز یا پدید آمدن موانع خارج از اراده طرف دعوا که حاصل تقصیر او نیست، اگر منجر به عدم اکتساب منفعت شود یا موجب عدم ایجاد مقتضای سودآوری شود، مانع استحقاق شما هم خواهد شد(نوعی از شراکت نامعین).
به هر حال نظر من در این مرحله با توجه به اینکه قرارداد را ندیده و اطلاع کامل از موضوع ندارم دقیق نیست تنها استنباطی را که ممکن است به زیان شما از قرارداد بشود بیان کردم
سلام علیکم! اگر در زمان انعقاد عقد بیع ، سن خریدار زیر ۱۸ سال باشد ، حکم این معامله چیست ؟ اگر امکان داره سن قانونی برای اهلیت معامله را بیان نمایید. متشکرم
درود
به عقیده من در شرایطی که عنوان کردید، عقد بیع غیرنافذ است
سلام مجدد! منظورم در قسمت اخیر سئوال قبلی ، ماده قانونی ، سن قانونی برای اهلیت معامله بود. متشکرم
با سلام
تغییرات قانون مدنی موجب ابهام در سن رشد شد اما در عمل و البته به درستی باید همان هجده سال را سن رشد دانست
باسلام و تشکر
در مبایعه نامه ای که ارکان صحت معامله رعایت نشده و بیع فاسد و باطل است آیا مبایعه نامه اعتبار حقوقی دارد؟
با توجه به اینکه در بیع فاسد از ابتدای شکل گیری قرارداد باطل می شود اگر یک طرف جملاتی را به مبایعه نامه در حضور طرف دیگر اضافه کند ولی بعدا طرف دیگر آن جملات را انکار کند آیا این نوشته در بیعی که فاسد و باطل محسوب می شود حکم جعل دارد؟
باتشکر
درود
برای پاسخگویی نیاز به اطلاعات بیشتری هست بویژه اینکه باید بدانیم منظور از آن جملات چیست اما قاعده این است که اگر معامله ای باطل شد کلیه شروط آن هم باطل باشد مگر شروطی که ناظر بر بطلان هستند و مستقل فرض می شوند.