خاطرات یک وکیل دادگستری

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه سود۱۰۰_۰۳۷۳
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

.
.
.
ریاست محترم شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳ تهران
با سلام
احتراماً اینجانب امیرپویارشیدی به وکالت از شکات پرونده کلاسه بایگانی ……. آن شعبه محترم، با توجه به جلسه تشکیل شده و عدم اخذ اظهارات اینجانب نکات ذیل الاشاره را به استحضار می رسانم امید است مورد عنایت قرارگیرد:
۱- …
.
.
.
.ضمناً امضای موکلین به عنوان گواه بر حضور بنده در جلسه و تأیید اظهارات به شرح ذیل منعکس است..
.
.
.
نگارنده به عنوان وکیل شکات در جلسه ای که به منظور تحقیق در خصوص شکایت موکلین منعقد گردید حضور یافتم در ابتدای جلسه بازپرس شعبه خطاب به شکات شرح ماجرا را خواست و بنده به جهت عدم دخالت در کارایشان سکوت کردم تا شاید مقام تحقیق بتواند از سادگی موکلین پی به حسن نیت آنان ببرد و به موضوع احاطه یابد، پس از مدتی بازپرس با مداقه در پرونده و خواندن یک خلاصه نویسی از پرونده موورد استناد اینجانب مطالبی را مغایر آنچه که مورد استناد بود استنباط کرده و بیان نمودند، بنده در مقام دفاع از حقوق شکات اعلام داشتم که موضوع آن برگه اینگونه که شما استباط کرده اید نیست و متعاقب سطوری که خوانده اید آن چه که باید آمده است، علاوه بر این گزارش،  در اوراقی هم که تصویر آنها را تقدیم می کنم، برصحت و سقم ادعای موکلین تأکید شده است؛ در این هنگام برای تقدیم مدارک برخواستم که مقام تحقیق گفتند بنشینید، سپس ایشان به خواندن همان سطور قبلی از گزارش پرداختند در ابتدای جمله ایشان آمده بود به نقل از محکوم علیه (یعنی احدی ازمشتکی عنهم) و بنده همین نکته را تذکر دادم که این مطلب صرفاً به نقل از مشتکی عنه است و شرح آنچه اتفاق افتاده نیست و آنچه که شرح واقعه است در سطور بعدی آمده است …..
در این هنگام بازپرس  پرونده را بست و اعلام نمود که: چون وکیل محترم رعایت نمی کنند جلسه را تجدید می کنم، بنده به تبع اینکه احقاق حق با خواهش و تمنا را خلاف شأن وکالت و حتی قضاوت می دانم سکوت کردم و اعلام داشتم هر تصمیمی که مقتضی است اتخاذ گردد متعاقب این رویداد موکل که می پنداشت در همان جلسه یا ظرف چند روز به حقش می رسد شروع به خواهش و شرح وضعیت نابسمان زندگی خود کرد، بنده که اوضاع را چنین دیدم جهت عدم ایجاد بدبینی در موکل، به بازپرس محترم اعلام داشتم که تا شما مورد خطاب قرار نداده اید حتی تذکرات قانونی را نخواهم داد که موضوع ختم به خیر شد و جلسه ادامه یافت، خواننده محترم اشراف دارد که درجلسه تحقیق در مواردی وکیل حق دارد حتی تذکر دهد که مثلاً این موضوع خلاف قانون است و یا این سوال تلقینی است و از همه مهمتر وکیل حق مداخله دارد و عدم اعطای فرصت دفاع به وی به منزله محروم نمودن طرف دعوا از حق استفاده از وکیل دادگستری است، مع الوصف جلسه پایان یافت و اظهارات بنده به عنوان وکیل شاکی اخذ نشد و فرصت دفاع نیز اعطاء نگردید، نهایتاً بنده تقاضای ثبت لایحه فوق الاشاره را نمودم، جالب تر اینکه در ذیل صورتجلسه حتی امضای بنده اخذ نشد، از همه بدتر اینکه در هنگام امضای صورتجلسه از بنده خواسته شد که بیرون باشم و حسب اظهارات موکلین در این زمان بازپرس از ایشان خواسته بود که دعوا را به صلح ختم کنید که گویا موکلین قبول نکرده و حتی از این موضوع ناخشنود بودند….

درخصوص این جلسه توجه به نکات ذیل ضروری است:

اولاً بازپرس به هیچ عنوان از الفاظی که خارج از نزاکت باشد استفاده نکرد و حتی بعد از جلسه که بنده به ایشان تذکر دادم که نحوه رفتار شما با من درست نبوده و خلاف قانون است، برآشفته نشد و از محیط امنی که در اختیار داشت سوء استفاده نکرد، اما به نظر می رسد مجموع اقدامات ایشان در خصوص حق نظارت و دخالت وکیل، خلاف قانون بوده باشد.

ثانیاً بازپرس محترم این تصور را داشت که با حرف زدن مستقیم با شاکی و مشتکی عنه و بدون دخالت وکیل بهتر می تواند به واقع پی ببرد، و صد البته این تصور درست نیست، زیرا به فرض مثال موکل بنده اصلاً معنی و مفهوم بسیاری از واژگان موردنظر بازپرس را نمی دانست و حتی متوجه نبود که مثلا شکستن یک قفل ارزان قیمت هم می تواند از مصادیق تخریب باشد لذا اصلاً به این موضوع اشاره نمی کرد، از همه مهمتر آنقدر دست و پای خود را گم کرده بود که بسیاری از موارد را به یاد نمی آورد، آیا صحبت کردن با چنین انسانی آن هم بدون مداخله وکیل به کشف حقیقت کمک می کند؟! اصلاً در این خصوص مقام اجرا کننده قانون بهتر می داند یا قانون گذار؟ مقنن به طرفین اجازه داده در کلیه امور کیفری از خدمات وکیل دادگستری بهره ببرند.

ثالثاً عدم اجازه به وکیل جهت مداخله و ایراد تذکرات قانونی خلاف قانون است و هیچ گاه دراین فرض راهی به سوی عدالت باز نخواهد شد، تذکر بنده در هنگام قرائت دوباره آن متون علیه موکلم و استدعای توجه به باقی سطور، بسیار مؤدبانه وصرفاً به جهت جلوگیری از اتلاف وقت کلیه طرفین دعوا و حتی خود بازپرس محترم بوده است، و علت واکنش مشارالیه به هیچ عنوان برایم مشخص نیست، زیرا بنده یک بار این نکته را اعلام داشتم ولی دوباره همان متن قبلی قرائت می گردید.

رابعاً اخراج وکیل در هنگام پیشنهادصلح عملی خلاف شأن وکالت و قضاوت است و نشان از عدم آگاهی مقام محترم از وظایف وکیل دادگستری است، ضمن این که  با کمی اندیشیدن مشخص خواهد شد که یکی از نافعین مهم صلح، خود وکیل است.

خامساً صلحی که در اثر ناامیدی طرف دعوا از احقاق حق باشد نه تنها مطلوب نیست بلکه بسیار ناپسند و ناعادلانه است.

سادساً در جلسه اتفاقات دیگری هم افتاد که ذکر آن ناکردن بهتر

علی ای حال باید توجه داشت این نوع رفتار، رفتار همه مقامات قضایی نیست، چه بسیار دیده ام قضات شریفی را که حضور وکلای دادگستری در محاکم و در جلسات را مغتنم شمرده و تکریم آن ها را مصداق اکرم العلما دانسته اند، جلسات دادرسی و یا تحقیق را علمی برگزار کرده اند، با وکلا بحث کرده اند و در آخر بر اساس وجدان خویش و استدلالات مقبول رأی داده اند، ناشنیده ای را باقی نگذاشته اند و همه فروض را بررسی کرده اند، به شکر خدا اینگونه افراد در سیستم قضایی کم نیستند که امیدوارم خداوند بر عمر و عزتشان فزونی دهد، اما هستند کسانی که متأسفانه وکیل را به عنوان کتمان گر حقایق می شناسند و خدا می داند حتی اگر وکیل چنین باشد بدون حضور وی بعید است محاکمه ای به سوی عدالت رهسپار گردد، چگونه ممکن است انسانهایی که آگاهی به حقوق و تکالیف خود ندارند و ترم های حقوقی را هم نمی شناسند، بتوانند حتی منظور خود را به مقام قضایی برسانند؛ همچنین هستند اندک کسانی که انتظار دارند وکیل دادگستری هیچ حق الزحمه ای دریافت نکند و باد هوا بخورد، گویی خود مجانی به محل کار می آیند و هزینه پرسنل دفتری را هم از جیب خود پرداخت می کنند…

علی رغم وجود آن اکثریت خوب، در هنگام مواجهه با اقلیتی که ممکن است خوب هم باشند اما مقتضیات دادگستری نوین را نشناسند و حتی خفیف دانستن وکیل دادگستری را عملی خداپسندانه بدانند، رنجیده خاطر می شویم امروز آرزو می کردم کاشکی مدتی همانند دادسرا نهاد وکالت هم تعطیل شود تا پس از ورود ضررهای عدیده، مسئولین خود به فکر احیای این نهاد برآیند و این بار کسی جرأت نکند حتی در خصوص ضرورت وجود این تأسیس عدالت گستر شک کند.

وکیل دادگستری امیرپویارشیدی

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.