شعر هفته

ترس

از عاشقی و ترانه می ترسیدیم
ازبوسه ی بی بهانه می ترسیدیم

ازبس که فلک شدیم وخون خندیدیم
از شادیِ خودسرانه می ترسیدیم

آنقدر که زیرِ چکمه ها گل دیدیم
ازآخرِ هرجوانه می ترسیدیم

ازدامِ کنارِ دانه از بس گفتند
ازخیره شدن به دانه می ترسیدیم

باواژه ی خنده دارِ قرتی بازی
از دست زدن، به شانه می ترسیدیم

ازبس که دروغ ها ثمر می دادند
از مخبر و از رسانه می ترسیدیم

از یاسِ حیاطِ خانه وحشت کردیم
آنقدر، ازاین زمانه می ترسیدیم

امیرپویارشیدی ۶ آبان ۹۴

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *